نوع خاک سبزوار

نوع خاک

خاک‌های منطقه سبزوار از نظر مواد آلی فقیر و از نظر بافت فیزیکی نامناسب بوده و کشاورزی در آنها با محدودیت‌هایی همراه است. محدودیت‌های مربوط به خاک در شهرستان، ناشی از شوری، قلیایی و سنگین بودن خاک و عدم امکان اصلاح آن و در مواردی مربوط به عمق کم و فرسایش خاک یا پوشش شن‌های روان است و در مناطق شمالی و شمال غرب شهرستان خاک از کیفیت مناسب‌تری نسبت به نواحی مرکزی و جنوبی برخوردار است .

 

 خاك منطقه

خاك منطقه مورد مطالعه در گروه خاك‌هاي بياباني و سيروزم و ليتوسيل آهكي مي‌باشد بطور كلي خاك‌هاي اين منطقه در يك حوزة يخچالي گسترده شده‌اند كه قسمت جنوبي حوضه تراس‌هاي كال شور و در قسمت شمالي دشت در زير رسوبات جديد شني و سنگريزه‌اي منطقه قرار گرفته است.

خاك‌هاي اين منطقه در قسمت شمال دشت متشكل از رسوبات تكامل‌نيافته، داراي بافت خيلي سبك هستند و در دامنه‌ها بتدريج داراي بافت متوسط و كمي تحت تأثير شوري و قليائيت قرار مي‌گيرند و رفته‌رفته به طرف پائين (جنوب) شور و قليايي مي‌گردند. طبق رتبه‌بندي خاكزايي اوبر1 خاك‌هاي دشت سبزوار در سه طبقه زير مشخص مي‌گردند:

- خاك‌هاي تكامل نيافته:

خاك هاي انتقالي مي‌باشند و برحسب منشأ آنها كه آيا بادي يا كوهرفتي و يا آبرفتي باشند قابل تشخيص هستند. يادآور شويم كه خاك‌هاي تحت گروه بادي بسيار كم و فقط در سطحي كمي در شرق با ضخامت كمتر از cm30 اين خاك‌ها قرار دارند.

- خاك‌هاي كم تكامل يافته:

اين خاك‌ها تحت طبقه غيرآب و هوايي، گروه خاك‌هاي آبرفتي كه قسمت اعظم خاك‌هاي شور با بافت سبك يا متوسط را تشكيل مي‌دهد و سطح آن پوششي از ماسة بادي است كه ضخامت كمي هم دارد.

- خاك‌هاي نمكدار:

اين خاك‌ها، خاك‌هاي شور هستند كه در جنوب منطقه سطح زيادي را اشغال كرده است، اين خاك‌ها كمتر تخريب شده ولي ساختمان ناپايدار دارند.

 

منابع آب‌های زیرزمینی سبزوار

منابع آب‌های زیرزمینی

به دلیل خشکی هوا و قلت نزولات جوی، منطقه فاقد آبهای جاری دایمی قابل توجه بوده و قسمت عمده آب‌های سطحی در سطح شهرستان بصورت رودخانه‌های فصلی و موقتی جریان دارد.

 

 آبهای زیرزمینی

بالا بودن سطح آب زیرزمینی در منطقه جنوب سبزوار به دلیل وجود شیب شمالی ـ جنوبی شهر نیز می‌تواند مشکلات اساسی جهت فوندانسیون انواع بناها در این محدوده بوجود آورد. از آنجائی که سطح آب زیرزمینی حتی در عمق 50 متر از سطح زمین می‌تواند به پی بناها آسیب رساند.

واحد نئوژن واقع در شمال شهر که بدلیل جنس مواد سازنده خود (مارن) مانعی در برابر توسعه پیوسته شهر است. خصوصیات این واحد رسوبی و وجود گسل احتمالی در حد بالا و پایین آن، ان را مستعد انواع خطرات طبیعی از جمله لغزش، نشست و مخاطرات ناشی از زلزله نموده است. طبیعی است که بدلیل جنس نفوذناپذیر و سست خود مناسب برای ساخت و سازهای شهری نمی‌باشد و هرگونه اقدام در این رابطه مشکلات و مخاطرات طبیعی را مضاعف می‌نماید.

بافت سنگین خاک‌ها (لیمون رسی با پوشش ماسه بادی) در جنوب شهر موجبات کاهش نفوذپذیری زمین و بالا بودن سفره‌های آب زیرزمینی را فراهم آورده است. که علاوه بر اختلال در کار چاهک‌های جنوبی فاضلابها موجب وارد شدن خساراتی به طبقات زیرزمین و همکف ساختمانها و کاهش عمر سفید آنها در مرکز و جنوب شهر می‌شود (مهندسین مشاور پژوهش و عمران، طرح مکانیابی توسعه شهر سبزوار: 185)

وجود باد غالب شرقی و شمال شرقی و جنوب شرقی با مجموع 40 درصد سالیانه بادها که سبب فرسایش خاک و حرکت شنهای روان در اثر فقر پوشش گیاهی و شوری خاک می‌شود.

در سمت شرق شهر فرسایش خاک و حرکت شنها روان و شوری خاک شرایط نامطلوبی را فراهم نموده است. این زمین‌ها مناسب احداث نیروگاه نمی‌باشند.

در غرب شهر زمین‌های کشاورزی، جاده اسفراین، ارتفاعات و شهرک صنعتی گسترش یافته است.

در شمال شهر واحد رسوبات نئوژن قرار دارد که با توجه به دلایلی که قبلاً ذکر شد مساعد ساخت و سازهای شهری نمی‌باشد و با توجه به وجود گسله‌های موجود دراین قسمت خطرات طبیعی ناشی از آن مانند نشست، لغزش مضاعف می‌شود.

پوشش گياهي سبزوار

بهره‌برداري اصولي و درست از طبيعت به آگاهي و شناخت امكانات بالقوه و بالفعل آن نياز دارد. شناخت مناطق اكولوژيكي از طريق شناسايي پوشش گياهي و تطبيق آن با عوامل آب و هواي اراضي وخاك انجام‌پذير است.

از سوي ديگر شناخت رويشگاهها، جوامع گياهي و گونه‌هايي كه در معرض انهدام قرار دارند با توجه به استعداد توليد خود در زمينه‌هاي گوناگون علوفه‌اي، دارويي، صنعتي مي‌تواند مثمرثمر باشد لازم و ضروري بنظر مي‌رسد.

بطور كلي مي‌توان گفت پراكندگي و مشخصات محلي گياهان به وضع آب و هوا وضعيت تغييرات توپوگرافي، اثر انسان و تنوع تعداد مناطق فيتوژئوگرافي بستگي دارد با توجه به مطالبي كه گفته شد پراكندگي و تنوع گونه‌هاي مختلف پوشش گياهي منطقة مورد مطالعه به دليل موقعيت جغرافيايي و آب و هوايي، تغييرات قابل توجه ميزان بارندگي، نزديكي به حاشية شمال دشت كوير (جنوب غرب منطه) وجود ارتفاعات نسبتاً بلند (رشته كوه‌هاي جغتاي) و جريان رودهاي شور (كالشور سبزوار) و دخالت‌هاي انسان (كشت نهال تاغ به منظور تثبيت ماسه‌هاي روان در منطقه حارث‌آباد به قرار زير است:

درمنه[1]،  سنجد[2] ، خارشتر[3] ، گون[4] ، ني[5] ، اسپند و تلخان[6] ، اشنان[7]، تاغ[8] و گز.


- تاغ:

گياه تاغ از خانوادة (Chenopodiaceae) است شامل سه نوع تاغ به نام‌هاي سياه تاغ و سفيد تاغ و زرد تاغ بيشتر در ايران وجود دارد. گونة سياه تاغ وارداتي و سازگار با مناطق كويري و داراي ريشه‌هاي 25 تا 30متري در عمق زمين نفوذ مي‌كند و در سخت‌ترين شرايط كويري مقاوم است و در مقابل رطوبت زياد حساس و گاهي خشك مي‌شود.

تاغ گياهي است كه نمك دوست و در زمين‌هاي كلريد سديمي رشد خوبي دارد و بدليل جذب املاح سديم باعث نقصان نمك اراضي و در نتيجه شيرين‌ شدن آنها مي‌گردد روش‌هاي مختلف كشت كه بصورت بذرپاشي و كاشت بذر در گلدان، بذر توسط انسان و بذرپاشي بوسيلة هواپيما را مي‌توان نام برد.

درختچه‌هاي تاغ در شرايط اقليمي با بارندگي 120-80 ميلي‌متر در سال بخوبي رشد مي‌كنند.

در سال 1342 درختچه‌هاي تاغ در منطقة حارث‌آباد سبزوار به منظور مهار شن‌هاي روان و اثر مثبت آن در جلوگيري از پيشرفت ماسه بطرف شهر و روستاها و مزارع كشاورزي و بتدريج اين برنامه از سبزوار به مناطق يحيي‌آباد و نامن و كلاته ميرعلي وخلاصه 18 ايستگاه در اين شهر شد. قبل از اين اقدام منطقه فاقد پوشش و داراي تپه‌هاي ماسه‌اي بوده است.

امروزه بدليل استفادة نابجا و آتش زدن اين تاغ‌ها و چراي دامها در اطراف اين تاغزارها و نيز رشد عميق ريشه‌ها به داخل زمين باعث پايين افتادن آب زيرزميني شده كه اين عوامل موجب خشك شدن مواردي از اين تاغزارها شده است در حال حاضر تاغ‌ها مساحتي در حدود 65-60 هزار هكتار پوشش داده‌اند.

- گز[9]

از خانوادة (Tamaricaceae) مي‌باشد گياهي است بسيار سازگار و مقاوم در مناطق خشك، آبدوست و نمك دوست و در اراضي كه سطح آب زيرزميني بالايي دارد خوب رشد مي‌كند. ارتفاع آن حدود m6 مي‌رسد و تنة آن سفيد متمايل به خاكستري اين گياه مي‌تواند در جذب و كم نمودن نمك خاك مؤثر باشد و در تثبيت شن‌هاي روان از آن استفاده مي‌شود.

اين گونه بيشتر در اطراف كال شور سبزوار و بخش غربي دشت پوشيده شده است.

 



[1]. Artemisia Sidberi

[2]. Elaeagnusangustifalia

[3]. Alhagi

[4]. Astragalus

[5]. Phragmitis – Communis

[6]. Pegaum – Goeblia

[7]. Seidlitzia

[8]. Haloxylon

[9]. Tanarix-sPP

پيشينه تاريخي سبزوار

پيشينه تاريخي سبزوار

دامنه بلندي‌هاي شمال‌خراسان از نظر آب و هوا و زمين مناسب و بارور، محيط نسبتاً مساعدي را براي كشاورزي، دامداري و كانونهاي زيستي ايجاد نموده‌است علاوه بر آن جاده ابريشم از زمانهاي باستان از داخل اين دشتها عبور مي‌كرده‌است. برخي از مورخين اين جاده را عامل اصلي پيدايش برخي از شهرها و گسترش تمامي شهرهاي مهم خراسان‌شمالي از جمله سبزوار مي‌دانند(آريان‌پور، 1366، ص:207). شهر سبزوار يا بيهق قديم در مسير اصلي جاده ابريشم و به تبع آن ظهور يافته و رشد كرده‌است.[1]

به دليل موقع نسبتاً مساعد جغرافيايي، اقتصادي و بازرگاني منطقه سبزوار طي روزگاران ديرين مورد توجه و از لحاظ كشاورزي حايز اهميت بوده‌است، چنان كه آتشكدة آذربرزين مهر سبزوار كه يكي از چهار آتشكدة مهم دوره ساساني است و براي كشاورزي ساخته‌شده در اين محدوده مي‌باشد. هر چند بيشتر مورخان بناي شهر را به دوره‌ اشكانيان مربوط مي‌دانند ولي بيهقي معتقد است كه اين شهر در عهد ساسانيان بنا شده‌است.(بيهقي، 1361، ص:39).

مركز شهر بيهق كه قدمت بيشتري داشته در حوالي روستاي فعلي خسروگرد واقع در 6كيلومتري غرب سبزوار فعلي بوده كه بعداً رو به ويراني نهاده و كم‌كم شهر سبزوار در محدودة فعلي رونق يافته‌است. لردكرزن پايه‌گذاري شهر سبزوار را بنا به قولي به دوره سلجوقي منسوب مي‌داند(كرزن، 1349، ص:359). ابوالحسن‌بيهقي در تاريخ بيهق نقل مي‌كند كه بناي سبزوار به ساسويه‌بن‌شاپور‌الملك نسبت مي‌دهند و منظور از شاپور اول پسر اردشير است كه نيشابور را نيز بنا نموده‌است(بيهقي، 1317، ص:43) «خواندمير» در تاريخ حبيب‌السير، ساسان را پسر بهمن و نواده اسفنديار مي‌داند. ابوالقاسم طاهري درباره سال بنياد سبزوار مي‌گويد: در واقع اطلاعات ما، دربارة رونق و آبادي شهر سبزوار از پايان دوره زمامداري سلجوقيان و آغاز قدرت دودمان سربدار شيعي مذهب است(طاهري،1348، ص:34) بعضي مورخين، تاريخ ظهور اين شهر در قبل از اسلام را افسانه‌اي و اسطوره‌اي مي‌دانند و يكي از دلايل اشتهار اين شهر را وجود ميدانگاه مبارزه رستم و سهراب كه به ميدان ديوسفيد معروف مي‌باشد مي‌دانند.(مقبره منسوب به سهراب در حومه مركزي شهر وجود دارد.) به هر حال قدمت حيات اين منطقه در قبل از اسلام واضح و آشكار است و داراي سابقه تاريخي چند هزار ساله مي‌باشد اما در اين ميان متأسفانه آثار معدودي از آن دوران باقي نمانده كه دلالت به اين موضوع كند.

اين شهر در دوره خلافت عثمان به سال 30 هجري به تصرف اعراب درآمد و جمعي از صحابه پيامبر(ص) همچون ابورفاعه و قطربن‌عمرو و همام‌بن‌زيد در آن اقامت گزيدند و قنبر غلام حضرت‌علي(ع) و پسرش، مدتي در سبزوار مي‌زيستند . مردم اين شهر در قيام‌هاي ضداموي نقش مؤثر داشتند، چنان كه اين شهر يكي از پايگاه‌هاي مهم زيدبن‌علي‌بن‌حسين(ع) و فرزند او يحيي بوده‌است. خاندان زياد در سبزوار صاحب نفوذ بودند و در سال 415 هجري، پادشاه بلغر به نام ابواسحاق ابراهيم‌بن‌محمد‌بلطوار جهت تعمير مسجد جامع اين شهر مقدار زيادي پول فرستاد.

آل سلجوق به سبب اين كه نظام‌الملك، وزير آنان اهل حارث‌آباد بيهق بود به اين شهر توجه داشتند و مناره خسروگرد را به سال 505 هجري در اين شهر بنا نهادند. در دورة خوارزمشاهيان ومتعاقب آن در دوره مغول، چيزي جز ويراني نصيب اين ديار نگرديد. جاده عظيم نظامي كه از اغلب شهرها و روستاهاي جوين مي‌گذشت بي‌ترديد براي تسخير ولايات خراسان توسط ارتش مغول نقش عمده‌اي داشته‌است. مبارزات پيگير مردم سبزوار عليه سپاه خون‌آشام مغول، در سال 738 هجري با پيروزي سربداران به نتيجه رسيد و در اواخر حكومت اين سلسله اين شهر با همت اميرمؤيد توسعه و رونق گرفت. در دورة تيمور گوركاني از صدمات مصون ماند و در دوره صفوي به آباداني گراييد و ابنيه‌اي چند بر آن افزوده‌گشت. در دوره افشاريه و زنديه اين شهر دچار ركود اقتصادي گرديد و در دوره قاجار پيوسته در معرض تهاجم افغان‌ها، تركمن‌ها و ايلات و عشاير مختلف قرار گرفت. در همين دوره بود كه گروه زيادي از جهانگردان غرب از اين شهر ديدن نموده و آثار آنان، وسيله‌اي براي شناخت موقعيت‌ شهر در آن روزگار محسوب مي‌شود. از زمان روي كارآمدن حكومت پهلوي با احداث راه‌هاي ارتباطي تهران به مشهد و مشهد به سواحل درياي خزر از يك طرف و از طرف ديگر شكل‌گيري استان خراسان و بالارفتن موقع و اعتبار سياسي شهرهاي آن به ويژه خراسان رضوي، شهر سبزوار تاكنون از يك موقع خاص ارتباطي و اقتصادي برخوردار است.


[1]. پيرنيا، حسن، تاريخ ايران باستان، 1342، جلد 2.

ویژگی های جمعیتی واجتماعی سبزوار

ميزان جمعيت و پراكندگي آن در شهرستان سبزوار

ـ سرشماري سال 1345

جهت بررسي كلي از جمعيت شهرستان سبزوار به جدول شماره(3-2) مراجعه مي‌شود.

جدول جمعيت و مشخصات آن در شهرستان سبزوار(85-1345)

سال

جمعيت‌شهرستان

(به هزار نفر)

درصد شهرنشيني

درصد روستانشيني

تراكم

(نفر در كيلومتر مربع)

1345

202051

21

29

3/10

1355

252927

5/27

4/72

9/12

1365

359497

37

9/62

3/18

1375

419543

3/44

5/55

3/19

1385

440133

4/56

5/43

4/21

 

ـ سرشماري سال 1385

در سال 1385، جمعيت شهرستان سبزوار، 440133نفرمعادل 117 خانوار بوده‌است كه از اين ميزان جمعيت 4/56 درصد شهرنشيني و 5/43 درصد جمعيت روستانشين بوده‌اند كه از اين تعداد 124 نفر غيرساكن بوده‌اند.[1]

همچنين سهم شهرستان سبزوار از توزيع نسبي جمعيت از كل استان خراسان رضوي در سرشماري 85 برابر 87/7درصد مي‌باشد. متوسط رشد سالانه جمعيت شهري در شهرستان سبزوار از سال 1375 تا 1385 برابر با 48/0 درصد از نقاط شهري برابر با 87/1 و در نقاط روستايي برابر با 04/1- مي‌باشد. همچنين ميزان شهرنشيني در شهرستان سبزوار در سال 1375 برابر با 21/49 درصد و در سال 1385 برابر با 44/56 درصد مي‌باشد. در مجموع ترك روستاها و اضافه‌شدن به جمعيت شهري كه در كشور معمول است در اين شهرستان نيز ديده‌مي‌شوند.

نسبت جنسي در كل شهرستان در سرشماري 85 برابر با 97 و در نقاط شهري برابر با 100 ودر نقاط روستايي برابر با 94 مي‌باشد بعد خانوار در كل شهرستان در سرشماري 85 برابر با 8/3، در نقاط شهري برابر با 8/3 و در نقاط روستايي برابر با 7/3 مي‌باشد.[2]

جدول  تحولات تراكم نسبي جمعيت شهرستان سبزوار طي دهه 1385-1375

توزيع نسبي مساحت در استان

21/15

تراكم نسبي سال 1375

70/23

تراكم نسبي سال 1385

86/24

درصد تغيير نسبت به دهه قبل

91/4+

مأخذ: سازمان مديريت و برنامه‌ريزي استان خراسان‌رضوي، واحد آمار و اطلاعات سرشماري رسمي نفوس و مسكن، آبان 1385.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 پيش‌بيني جمعيت شهر سبزوار براي سال‌هاي 1390 و 1395 با استفاده از مدل رشد نهايي[3]

فرمول كلي به صورت زير است:[4]

در اين فرمول  جمعيت در سال مقصد، جمعيت در سال مبدأ، r رشد سالانه جمعيت و n فاصله زماني بين و  (سال مبدأ و مقصد) مي‌باشد.

214582=

3/2=r

سال 10 و5= n

240420=5(3/2+1)214582=

269271=10(3/2+1)214582=

 

- جمعيت، تراكم و نحوه توزيع آن در شهر سبزوار

بر طبق سرشماري سال 1385، ميزان جمعيت در شهر سبزوار برابر با 214582نفر معادل 081/57 خانوار مي‌باشد كه از اين ميزان 107247 نفر مرد و 107335 نفر زن مي‌باشد.

بطور كلي بر ضرورت در اختيار داشتن كل و تركيب جمعيت در منطقه مورد مطالعه، آگاهي از توزيع فضايي كل جمعيت  و يا گروههاي خاصي نيز ضروري مي‌باشد. بنابراين نه تنها توزيع فضايي جمعيت كنوني، بلكه توزيع جمعيت آينده بين نقاط مختلف منطقه مورد مطالعه نيز بايد مشخص گردد.(بحريني، 1377، ص:120)

از طرف ديگر تراكم از يك سلسله اثرات مثبت و منفي برخوردار مي‌باشد، اثرات منفي تراكم زياد، شامل روابط غيرصميمي افراد و معاشرت خشك مردم با يكديگر، ايجاد سر و صدا و نارسايي‌هاي رواني، گراني قيمت زمين و اجاره‌خانه، بزهكاري و جنايت. امكان مخاطرات بهداشتي مانند ناراحتي‌هاي قلبي و سرطان و بروز بيماريهاي واگير و .. و اثرات مثبت آن شامل: تراكم سرمايه وجمعيت در كنار يكديگر، پايين‌آمدن هزينه تسهيلات و تأسيسات شهري، امكان اجراي برنامه‌هاي عمراني، امكانات بهره‌وري بيشتر از مزاياي فني و فرهنگي و … مي‌باشد.(شيعه، 1376، ص:162)

بر اساس تقسيم‌بندي كالبدي طرح جامع شهر سبزوار، اين شهر به 3 منطقه، 6 ناحيه و             40 محله مسكوني تقسيم‌بندي شده‌است. منطقه يك، شمال و شمال‌غرب شهر را شامل مي‌شود كه خود به دو ناحيه يك در شرق و دو درغرب تقسيم مي‌شود. منطقه دو، مركز، شرق وجنوب‌شرق را در بر مي‌گيرد كه قسمت غربي اين منطقه شامل ناحيه سه و قسمت شرق و جنوب‌شرق، ناحيه چهار را تشكيل مي‌دهد. منطقه سه شامل ناحيه پنج كه مركز تا جنوب غرب شهر را پوشش مي‌دهد و ناحيه شش كه جنوب شهر را در بر مي‌گيرد. جدول زير، توزيع جمعيت و تراكم آن را درنواحي6 گانه شهر سبزوار به تفصيل نشان مي‌دهد.

 


جدول  مشخصات نواحي شهري سبزوار بر حسب تقسيمات شش‌گانه سال 1373

شماره نواحي

مشخصات

ناحيه يك

ناحيه دو

ناحيه سه

ناحيه چهار

ناحيه پنج

ناحيه شش

جمع و متوسط

جمعيت به نفر

23486

34593

20093

37802

34103

18403

168480

بعد از خانوار به نفر

4/4

5/4

6/4

5/4

9/4

7/4

6/4

تعداد خانوار

5338

7687

4368

8400

6960

3915

36668

درصد جمعيت‌نواحي از كل

9/13

5/20

9/11

4/22

2/20

9/10

100

تراكم مسكوني خالص به نفر در هكتار

233

256

311

291

334

382

291

تراكم ناخالص مسكوني به نفر در هكتار

69

74

199

65

115

112

86

تراكم خالص شهري به نفر در هكتار

121

164

214

119

165

221

153

مساحت مسكوني به هكتار

7/101

1/135

6/64

9/129

1/102

48

4/581

مساحت ناحيه به هكتار

340

467

101

580

296

165

1948

درصد مساحت هر ناحيه از كل

4/17

24

1/5

7/29

15

5/8

100

مأخذ: مركز آمار ايران و طرح جامع شهر سبزوار سال 1376.

 

 

 

با توجه به اين جدول مي‌توان دريافت كه بالاترين تراكم خالص شهري در ناحيه شش با 221 نفر  در هكتار و سپس در ناحيه 3 با 214 نفر در هكتار وجود دارد. اين نواحي در قسمت جنوب و مركز شهر قرار دارند. ناحيه سه در اين قسمت داراي قدمت تاريخي بوده و قسمتي از بافت مركزي شهر را تشكيل مي‌دهد. كمترين تراكم خالص شهري در ناحيه4، واقع در سمت شرق شهر با 119 نفر درهكتار مي‌باشد. اين ناحيه به تنهايي حدود 30درصد مساحت شهر را شامل مي‌گردد و داراي بيشترين درصد جمعيت شهر نيز مي‌باشد. تراكم خالص مسكوني و تراكم ناخالص مسكوني در نواحي مختلف شهر متفاوت شهر متفاوت مي‌باشد. با توجه به جدول فوق تراكم خالص مسكوني در سبزوار از 382 نفر در هكتار(ناحيه شش) تا 233 نفر در هكتار(ناحيه‌يك ) متغيير مي‌باشد. تراكم ناخالص مسكوني نيز از 65 نفر در هكتار(ناحيه چهار) تا 199 نفر در هكتار (ناحيه‌سه) متفاوت مي‌باشد.«تراكم ناخالص نبايد به عنوان شاخصي از فشار جمعيت به حساب آيد زيرا ارتباطات كاري و اشتغالي ميان جمعيت ومنطقه مورد اشغال را نشان‌ نمي‌دهد.»(مهدوي؛ 1379، ص:64).

-ساختار سني و جنسي جمعيت سبزوار

ـ تركيب سني جمعيت

هر طرح و برنامه‌اي اصولاً بايد متناسب با نيازهاي ساختار سني جمعيت جامعه مربوط باشدو ثانياً‌ با پي‌بردن به ساختار سني، چگونگي مشاركت و استفاده از جمعيت آن جامعه، در اجراي برنامه‌ها بيشتر و بهتر فراهم مي‌آيد(جوان، 1380، ص76). در اين قسمت به تجزيه و تحليل ساختار سني جمعيت شهر سبزوار وبافت مركزي آن مي‌پردازيم.

بر اساس آمار سال 1385، از كل جمعيت 214582 نفري شهر سبزوار، 5/38 درصد معادل (84374 نفر) در گروه سني 14-0 سال و 6/56 درصد معادل(129466 نفر) در گروه سني 64-15 سال و 8/4 درصد معادل (12012 نفر) در گروه سني بالاي 65 سال قرار داشته‌اند.

جدول درصد گروههاي سني عمده نسبت به كل جمعيت شهر سبزوار در          سالهاي 35 تا 85

گروه سني

دوره زماني

14-0 سال

64-15 سال

65+ سال

1355

8/40

56

1/3

1345

8/44

5/51

5/3

1355

7/43

2/53

1/3

1365

46

1/50

9/3

1375

3/39

6/56

02/4

1385

5/38

6/56

8/4

مأخذ: مركز آمار ايران، نتايج سرشماري عمومي نفوس و مسكن سالهاي 75-35

 

طبق جدول فوق، طي سالهاي 35 تا 85 بتدريج از جواني جمعيت شهر كاسته‌ شده‌است. اين امر نشان از موفقيت در زمينه كنترل جمعيت وتنظيم خانواده مي‌باشد. بنابراين مي‌توان گفت جمعيت شهر به سوي كاهش جواني پيش مي‌رود.

هرم سني جمعيت؛ نمايشگر گرافيكي سني و جنسي جمعيت مي‌باشد. هر چه قاعده هرم پهن‌تر باشد جمعيت جوانتر بوده و اگر از جمعيت جوان كاسته شود قاعده هرم به صورت جمع شده‌مي‌باشد و نشان از پيري جمعيت مي‌باشد(مهدوي؛1380 ع ص:28) طبق آمار سال 1385 در شهر سبزوار، از كل جمعيت 214582 نفري شهر، 107247 نفر معادل 9/49 درصد را مردان و 107335 نفر معادل 02/50 درصد را زنان تشكيل مي‌دهند كه طبق نمودار زير در گروههاي سني مختلف قرار داشته‌اند كه بيشترين تعداد جمعيت در گروههاي سني 14-10 ساله و 19-15 ساله قرار دارد.

نمودار هرم سني جمعيت شهر سبزوار سال 1385


جدول توزيع و تركيب سني و جنسي جمعيت سبزوار به تفكيك مرد و زن در          سال 1385

گروه سني

مرد

زن

نسبت جنسي

تعداد

درصد

تعداد

درصد

4-0

10104

06/4

9525

8/3

106

9-5

10032

03/4

9537

8/3

1/105

14-10

12118

8/4

11957

8/4

3/101

19-15

15979

4/6

15401

6/6

4/97

24-20

15025

04/6

17355

9/6

5/86

29-25

12082

8/4

12208

9/4

9/98

34-30

9739

9/3

9596

8/3

4/101

39-35

8830

5/3

8497

4/3

9/103

44-40

7017

8/2

6665

6/2

2/105

49-45

6854

7/2

6560

6/2

4/104

54-50

4842

9/1

4561

8/1

1/106

59-55

2793

1/1

2860

1/1

6/97

64-60

2601

04/1

2660

07/1

7/97

65 ساله به بالا

6107

4/2

5914

3/2

2/103

مأخذ: سايت مركز آمار ايران، سرشماري رسمي نفوس و مسكن، آبان‌ماه 1385، شهرستان سبزوار.

 

تركيب جنسي جمعيت

جمعيت از لحاظ جنس متنوع نمي‌باشد. اما تفاوت‌هاي عددي بين دو جنس به علت نقش‌هاي متفاوتي كه از لحاظ فيزيولوژيكي، اقتصادي، و اجتماعي دارند، براي جغرافيدانان داراي اهميت مي‌باشد(مهدوي؛1379، ص:127). با توجه به اهميت نسبت جنسي و تأثير آن در تحولات اقتصادي و اجتماعي هر جامعه و تأثير‌پذيري آن از شرايط اقتصادي و اجتماعي مطالعه ساختار جنسي جمعيت، اهميت ويژه‌اي مي‌يابد.

طبق آمار سال 1385 در شهر سبزوار از جمعيت 214582 نفر آن 107247 نفر مرد و 107335 نفر زن بوده‌اند. بنابراين نسبت جنسي 9/99 بدست مي‌آيد اين امر نشان مي‌دهد كه روند مهاجرپذيري به نفع مردان مي‌باشد. نسبت جنسي جمعيت سبزوار طي سالهاي 35 تا 65 افزايش داشته ولي از سال 65 به بعد كاهش پيدا كرده‌است.

 

 

 

جدول  نسبت جنسي جمعيت شهر سبزوار طي سالهاي 35 تا 85

سال

تعداد جمعيت شهر

تعداد مردان

تعداد زنان

نسبت جنسي

1335

30545

14906

15639

3/95

1345

42335

21212

21123

2/104

1355

69562

35578

33984

7/104

1365

129103

66750

62353

1/107

1375

170738

86789

83949

3/103

1385

214582

107247

107335

9/99

مأخذ: نتايج سرشماري عمومي نفوس و مسكن سبزوار، سالهاي 35 تا 85

 

از سال 1365 به بعد به دليل بيكاري مردان و مجبور به مهاجرت‌كردن آنها براي كار و اشتغال نسبت جنسي كاهش مي‌يابد. اين مهاجرفرستي به خاطر كويري‌بودن اين شهرستان و عدم سرمايه‌گذاري صنعتي و تجاري در سالهاي اخير در اين شهر بوده‌است. نسبت جنسي در سال 85، برابر 9/99 مي‌باشد كه  دليل اين كاهش مي‌تواند عامل مهاجرت مردان در جستجوي كار به ساير نقاط باشد.

ويژگي مهاجرت در شهر سبزوار

جهت مطالعه اين ويژگي‌ جمعيتي در جدول شماره(3-8) مراجعه مي‌شود.

جدول  حجم و جمعيت غيربومي درشهر سبزوار

سال

تعداد وجمعيت شهر

جمعيت غيربومي

سهم به درصد

1335

30545

1010

3/3

1345

42415

1257

3

1355

69562

4211

05/6

1365

129103

21009

2/16

1375

170738

30346

7/17

1385

214582

بدون آمار

بدون آمار

مأخذ: اطلاعات اخذ شده از واحد كامپيوتري مركز آمار ايران.

 

در مقطع 45-1335، مقايسه درصد رشد ساليانه جمعيت شهر سبزوار(3/3 درصد) با ميزان رشد جمعيت كل كشور(1/3 درصد)‌بيانگر اين واقعيت است كه، فقط 3 درصد جمعيت اضافه‌شده به شهر را مهاجرت شامل مي‌شود. دردهه45 تا 55 اگرتعداد مهاجرين ساكن در شهر سبزوار حدود 3/3 برابر شده‌است، ولي هنوز هم بايد سبزوار را از جمله شهرهايي دانست كه بدور از جريانات شديد مهاجرتي بوده‌است. روند مهاجرپذيري در دهه 65-55 وتقريباً بعد از انقلاب اسلامي شدت مي‌پذيرد و نسبت جمعيت غيربومي به 2/16 درصد مي‌رسد كه در اين دهه حدود 70درصد از مهاجرين نيز مهاجرين داخل شهرستاني بوده‌اند(مهندسين مشاور فرافزا، 1373، ص:90)

در فاصله زماني65-55 رشد جمعيت شهري سبزوار(7/6 درصد) و بسيار بيشتر از رشد جمعيت روستايي آن يعني (3/2 درصد) بوده‌است. مقايسه اين ارقام حكايت از مهاجرفرستي روستاهاي اين شهرستان دارد. با توجه به آمار مهاجرين مقطع زماني 65-55 مي‌توانم گفت كه عمده مهاجرت از روستا به شهر بوده‌است زيرا محل اقامت قبلي 5/66 درصد مهاجران آباديهاي داخل شهرشتان، 5/19 درصد ساير استان‌ها و 5/10 درصد شهرستانهاي استانهاي ديگر بوده‌است. به عبارت ديگر توان جذب جمعيت شهر عمدتاً محدود به داخل شهرستان بوده‌است.(شايان، 1377، ص:177) در مطالعه ديگري نيز نتايج مشابهي به دست‌آمده‌است. بررسي مبدأ مهاجرين واردشده به شهر سبزوار حاكي از اين است كه بخش عمده‌اي ازمهاجرين از روستاهاي شهرستان سبزوار به اين شهر مهاجرت كرده‌اند، بر اين اساس 87 درصد مهاجرين ازروستاهاي تابع اين شهرستان وارد سبزوار شده‌اند.(زنگنه، 1380، ص:177)

در دهه 75-65 مقايسه نرخ رشد ساليانه شهر سبزوار با كل شهرستان و نقاط روستايي و ساير نقاط شهري سبزوار، حاكي از ادامه روند مهاجرت روستاييان به شهر سبزوارمي‌باشد. در اين دهه 30346 نفر وارد سبزوار شده‌اند. مهمترين دلايل مهاجرپذيربودن شهر سبزوار عبارت است از:

1ـ واقع شدن در منطقه پايكوهي و دسترسي راحت به منابع آب.

2ـ توسعه مراكز آموزش عالي و حوزوي

3ـ توسعه و گسترش بخش خدمات و بازرگاني

4ـ سابقه تاريخي شهر سبزوار و قرارگيري در مسير راه ارتباطي مهم به مشهد

5ـ داشتن شبكه ارتباطي مناسب همچون راه‌آهن، جاده آسفالت، فرودگاه و ارتباط ساده آن با نقاط شهري خارج از استان.

6ـ در سطح استان بعد ازمشهد جاذب‌ترين نقطه شهري است.

 وضعيت سواد و آموزش در شهر سبزوار

از ميان ضوابط كيفي گوناگون جمعيت، سواد به خاطر هماهنگي متناسب با پيشرفت‌ اجتماعي-اقتصادي يك سرزمين جايگاه مهمي را دارا مي‌باشد روندهاي سواد، مشخص‌كننده مرحله‌اي است كه حيات و اقتصاد يك جامعه خاص، به آن نايل آمده‌است. معمولاً در برآورد تعداد باسوادان جمعيت 6 سال به بالا درنظر گرفته‌مي‌شود، زيرا كمتر از 6 ساله‌ها معمولاً  وارد مدرسه نشده و قادر به خواندن و نوشتن نيستند.(نظري، 1368،‌ص:69) هر اندازه كه سطح آموزش حوزه شهري بالاتر باشد تمركز امكانات بيشتر و در نتيجه روند توسعه وتحولات سريعتر خواهدبود.

طبق آمار سال 1385، كل جمعيت باسواد در شهرستان سبزوار، 324183 نفر معادل(6/73درصد) مي‌باشد كه اين ميزان در نقاط شهري، 198024 نفر معادل          (61 درصد) و در نقاط روستايي، 126132 نفر معادل (9/38 درصد) مي‌باشد. همچنين اين نسبت در بين مردان در نقاط شهري، 102691 نفر معادل(6/31) و در بين زنان 95333 نفر معادل(4/29) مي‌باشد.

ضمناً بر طبق آمار سال 1385، كل جمعيت باسواد درشهر سبزوار، 166244 نفر معادل (4/77) درصد مي‌باشد كه از اين ميزان 87526 نفر معادل (6/52 درصد) مرد و 8/787 نفر معادل (3/47 درصد) زن مي‌باشد.همچنين ميزان جمعيت بي‌سواد در شهر سبزوار طبق آمار 85، 21871 نفر مي‌باشد كه  از اين ميزان 7570 نفر معادل (6/34 درصد) مرد و 14309 نفر معادل (4/65 درصد) زن مي‌باشد.

بطور كلي شهر سبزوار بيشترين مراكز آموزش عالي را در خراسان بعد از شهرهاي مشهد و بيرجند به خود اختصاص داده‌است. وجود مدرسه علميه فخريه كه در زمان معزالدوله ديلمي(320-356 هـ.ق) ايجادشده و امروزه بيش از هزار سال قدمت دارد نشان‌دهنده جايگاه علمي سبزوار در تاريخ تشيع است.(احمدي، 1375، ص:60).

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جدول جمعيت 6ساله و بيشتر بر حسب جنس، سن، وضع سكونت به تفكيك استان و شهرستان در سال 1385

 

جمع

نقاط شهري

نقطه روستايي

جمع

باسواد

بي‌سواد

جمع

باسواد

بي‌سواد

جمع

باسواد

بي‌سواد

جمع كل

398742

324183

74559

224844

198024

26820

173804

126132

47672

جمع كل

9-6 ساله

28466

26894

1572

15623

14838

785

12838

12055

783

جمع كل

14-10 ساله

45137

44730

407

24075

23955

120

21050

20770

280

75 ساله و بيشتر

10907

1807

9100

4310

1013

3297

6594

794

5800

جمع كل مرد

195713

168937

26776

112033

102691

9342

83626

66226

17400

جمع 9-6 ساله

14671

13868

803

8046

7644

402

6621

6223

398

جمع 14-10 ساله

22923

22707

216

12118

12042

76

10796

10661

135

75 ساله و بيشتر

5847

1464

4383

2187

763

1424

3659

701

2958

جمع كل زن

203029

155246

47783

112811

95333

17478

90178

59906

30272

مأخذ: سايت مركز آمار ايران

 



[1] . مركز آمار ايران، سرشماري عمومي نفوس و مسكن سال 1385.

[2]. سازمان مديريت و برنامه‌ريزي استان خراسان رضوي، بررسي ويژگيهاي جمعيتي استان خراسان رضوي به تفكيك شهرستان از سال 85-75، (مطالعه شخصي مهندس جواد نقيبي).

[3] .Exponential Growth Model.

[4]. زنجاني، حبيب‌اله، تحليل جمعيت‌شناختي؛ انتشارات سمت، تهران، 1376، ص 259.

شاخص‌هاي اقليمي منطقه سبزوار

- درجه حرارت

در يك دورة آماري 22 ساله (75ـ1954) متوسط حداكثر و حداقل دماي سالانه 9/23 و 2/9 درجه سانتيگراد محاسبه شده كه متوسط حداكثر و حداقل روزانه آن به ترتيب متعلق به ماههاي ژوئيه (6/37 درجه سانتي‌گراد) و ژانويه(2/3ـ درجه سانتي‌گراد) مي‌باشد و متوسط دماي سالانه برابر با 6/16 درجه سانتي‌گراد مي‌باشد كه از 5/2 درجه در دي‌ماه تا 6/29 درجه در تيرماه متغيير بوده، اختلاف درجه حرارت ساليانه را به ميزان 1/27 درجه سانتي‌گراد نشان مي‌دهد و بدين ترتيب دو فصل كاملاَ محسوس را در اين ناحيه ايجاد مي‌نمايد بطوريكه 5 ماه از سال هوا حالت نزولي و هفت ماه يعني از دي ماه سير صعودي به خود گرفته و اختلاف بين فصول گرم و سرد را در سبزوار به ميزان 7/16 درجه بوجود مي‌آورد و از اين جهت دماي هوا 5 ماه حالت آنومالي منفي و هفت ماه حالت آنومالي مثبت دارد و فروردين ماه دمايي در حد متوسط ساليانه را از خود نشان مي‌دهد( مهندسين مشاور زيست كاوش، 133،ص:16)

ـ ميزان بارندگي

بارندگي در سبزوار تقريباَ از مهرماه آغاز مي‌شود و تا خرداد ادامه دارد. فصل تابستان نيز حداكثر5/0 ميلي‌متر بارش را دارا مي‌باشد كه قابل توجه نبوده و شرايط خشكي حاكم است. پربارش ترين ماههاي سال، اسفند و فروردين با 32 و 3/27 ميلي‌متر و پس از آن دي‌ماه با 6/26 ميلي‌متر گزارش شده و در دورة اقليمي (75ـ1954) ميزان بارش ساليانه 4/165 ميلي‌متر بوده است. بارش سبزوار مانند ساير نواحي خشك، فصلي بوده، 48 درصد آن مربوط به فصل زمستان مي‌باشد و پس از آن بهار با 2/28 درصد بارش ساليانه در درجه دوم اهميت قرار دارد. فصل پاييز با 6/37 ميلي‌متر، 33 درصد بارش سالانه را به خود اختصاص داده است و چنانچه كه ذكر شد فصل تابستان بارش قابل ملاحظه‌اي نداشته و تنها 8 درصد از كل بارش ساليانه را به صورت پراكنده و رگباري دارا مي‌باشد. حداكثر بارندگي در يك روز متعلق به ارديبهشت ماه با 35 ميلي‌متر گزارش شده است( همان منبع، ص:17)

ـ رطوبت نسبي

متوسط سالانه رطوبت نسبي اين شهر در ساعت 30/6 بامداد به وقت محلي، 6/54 درصد و در ساعت 5/12ظهر، 30درصد مي‌باشد كه بيانگر حداكثر و حداقل ميزان رطوبت ساليانه است. در اين دورة آماري، متوسط حداكثر ميزان نم‌نسبي در سبزوار 82 درصد در دي‌ماه و حداقل آن 16درصد در خرداد ماه ثبت شده كه متوسط آن معادل 67 و 5/24 درصد در اين ماهها مي‌باشد.

متوسط نم‌نسبي سالانه نيز برابر با 3/42 درصد است. چنين نوساني در رطوبت نسبي و بيان متوسط سالانه آن حاكي از آن است كه اين منطقه از شرايط خشك الي نيمه خشكي برخوردار است.(همان منبع، ص:1).

ـ وزش باد

بر اساس اطلاعات بدست آمده از ايستگاه سينوپتيك سبزوار در مورد جهت و سرعت وزش باد در ماههاي مختلف سال دو نوع آمار موجود است كه طبق آمار سالهاي (75ـ1954) معدل 23 سال جهت وزش بادها، باد غالب در اين ناحيه از شرق به غرب مي‌باشد. با توجه به آمار 5 ساله(75ـ1971) ، گلباد سالانه سبزوار باد غالب موجود در اين ناحيه را شرقي نشان مي‌دهد اما درصد و سرعت وزش باد شمال شرقي نيز قابل توجه مي‌باشد و بطور كلي در تمام سال جهت وزش بادها عموماَ از شرق، شمال شرق و جنوب شرقي است با توجه به اينكه درصد مواقع آرام در كل سال 35 درصد گزارش شده ناحيه سبزوار تقريباَ در منطقه بادخيز قرار مي‌گيرد كه البته با توجه به زمان وزش (مواقع گرم يا سرد) عملكردي متفاوت را ارائه مي‌دهند، در مواقع سرد علاوه بر آنكه اتلاف حرارت ساختمان را بالا مي‌برند و ميزان مصرف سوخت سيستم‌هاي گرم كننده را افزايش مي‌دهند بطور قابل توجهي نفوذ سرما را به بدن محسوس مي‌نمايند(همان منبع، ص:19)

ـ موقعيت خورشيد

شهر سبزوار در عرض جغرافيايي 37 درجه و 47 دقيقه قرار گرفته كه براي تعيين زواياي تابش خورشيد از دياگرام همين عرض استفاده شده است و بر اساس آن زاويه تابش آفتاب در ظهر روز اول دي‌ماه، يعني در پايين ترين موقعيت سالانه خورشيد، حدود28 درجه بدست آمده است.

بنابراين يك ديوار جنوبي به ارتفاع 3 متر در اين زمان سايه‌اي به عرض 60/5 متر در پشت خود ايجاد مي‌كند اما در ظهر روز اول تيرماه كه خورشيد در بالاترين موقعيت ساليانه خود قرار دارد اين زاويه حدود 78 درجه و عرض سايه ايجاد شده در پشت اين ديوار حدود 69/0 متر خواهد بود. از چنين وضعيتي معماران سنتي و قديمي شهر استفاده كرده و محل‌هاي تابستاني خنك و زمستاني گرم در خانه‌هاي قديمي مي‌ساختند و حتي ساكنين خانه‌ها بر حسب تغيير فصول سال تغيير اطاق هم مي‌دادند (همان منبع، ص:20)

3ـ1ـ8ـ نمودارهاي اقليمي[1]

ـ نمودار آمبروترميك

در نمودار آمبروترميك اگر منحني دما در ماههاي سال بالاي منحني بارندگي قرار گيرد بيانگر دورة خشك ايستگاه مورد مطالعه است و برعكس اگر منحني بارندگي بالاي منحني دما قرار بگيرد بيانگر دورة مرطوب ايستگاه مورد مطالعه است. در نمودار آمبروترميك زير كه مربوط به ايستگاه سينوپتيك شهرستان سبزوار است منحني دما در ماههاي سال بالاي منحني بارندگي قرار گرفته كه اين بيانگر دورة خشك اين ايستگاه است.

 

نمودار 3-1- منحني آمبروتروميك شهرستان سبزوار(2003-1954)

 

 

ـ اقليم نماي آمبرژه

ميانگين حداكثر دما در گرمترين ماه سال در شهرستان سبزوار، تيرماه برابر با 7/37 درجه سانتي‌گراد مي‌باشد و ميانگين حداقل دما در سردترين ماه سال، دي ‌ماه برابر با 6/1 درجه سانتي‌گراد و ميانگين بارش سالانه برابر با 8/187 ميلي‌متر مي‌باشد. از اينرو با توجه به اطلاعات بالا براي تعيين نوع اقليم شهرستان سبزوار طبق اقليم نماي آمبرژه انجام محاسبات زير لازم است:

در اين روش عوامل تعيين‌كننده اقليم عبارتند از:

M= ميانگين حداكثر دما در گرمترين ماه سال به درجه كلوين(c+ 16/273=k)

M= ميانگين حداقل دما در سردترين ماه سال به درجه كلوين

P= ميانگين بارش سالانه(ميلي‌متر)

à

1)

كلوين 310=16/273+7/37 (2

كلوين 271=16/273+6/1- (3

بر طبق اعداد بدست‌آمده و انتقال آنها بر روي اقليم نماي آمبرژه، اقليم شهرستان سبزوار جزء اقليم خشك سرد محسوب مي‌شود.

3-1-9- تأثير اقليم در ساخت و بافت شهر

معمولاً در مناطقي كه شرايط آب و هوايي، گرم و خشك و داراي نوسانات دمايي مي‌باشد از جمله در شهر سبزوار، در گذشته كوشش شده‌است تا با طرح‌ها و تكنيك‌هايي شرايط آسايش فضاهاي مسكوني را فراهم‌آورند. مهمترين طرح‌ها وتكنيك‌هاي مبارزه با شرايط جوي نامساعد ساختن ساختمان داخل زمين، داشتن زيرزمين، پلان‌هاي فشرده و متراكم، استفاده از ديوارهاي مشترك و ايجاد بافتي به هم پيوسته و متراكم، اجتناب از پنجره‌هاي بزرگ، توجه به جهت وزش باد در تعيين جهت استقرار ساختمان‌ها، استفاده از ساختمانهاي يك طبقه و كم‌ارتفاع در جبهه‌هاي مشرف به بادهاي زمستاني و… كه همگي از  تأثيرات شرايط اقليمي در ساخت و بافت شهري بويژه بافت مركزي شهر سبزوار بوده‌است. امروزه با توجه به تغيير و تحولات تكنولوژيكي، تأثيرات اقليم در ساخت و شكل فضاهاي شهري بسيار اندك مي‌باشد.

با توجه به خصوصيات طبيعي و جغرافيايي شهر سبزوار به طور خلاصه مي‌توان عنوان كرد كه تداوم زيست در بيهق قديم و تحولات و گسترش آن  در طول تاريخ عوامل مختلفي از جمله عوامل طبيعي و اقليمي بوده‌است. وجود چند رودخانه فصلي و سفره‌هاي آب زيرزميني در نواحي بيهق امكان بهره‌برداري از شرايط طبيعي و كندن كاريزهاي متعدد براي دسترسي به آب خصوصاً‌ در پيرامون شهر و ويژگي‌هاي آب و هوايي و توپوگرافي وخاك مناسب و بارور،‌شرايط جذب جمعيت را فراهم ساخته‌است. بنابراين روند توسعه شهر در طول تاريخ حاصل تأثيرگذاري عوامل جغرافيايي و طبيعي منطقه بوده و توپوگرافي هموار و آب در اين روند نقش مهمي داشته‌است. با توجه به تجزيه و تحليل داده‌ها، قابليت‌هاي طبيعي زير در بافت مركزي سبزوار ملاحظه مي‌شود:

1ـ به سبب توپوگرافي هموار منطقه وجود شيب ملايم اين مجموعه‌ امكان دفع آبهاي سطحي را به راحتي امكانپذير مي‌سازد.

2ـ جهت و امتداد كوچه‌ها و راسته‌ها، بيشتر شمالي- جنوبي وشرقي- غربي است و جهت اصلي خانه‌ها به تبعيت شيب زمين شمالي-جنوبي است.

3ـ تابش آفتاب در تابستان به گونه‌اي است كه كوچه‌ها، تنگ و باريك و با ديوار‌هاي بلند و سايه‌دار فضاي خنك و مطبوعي را فراهم مي‌سازد.

4ـ با توجه به جهت وزش باد اين منطقه، بادگيرها عموماً داراي يك جهت است هر چند كه ساختمان‌ها مسكوني شهر به بادگيرهاي بزرگ و بلند احتياجي ندارند.

5ـ مصالح به كار رفته در بناهاي قديمي بسيار همگون و متناسب با طبيعت و اقليم شهر مي‌باشد.

6ـ اختلاف درجه حرارت در فصول سال بسيار زياد بوده و اين امر بر شيوه‌ ساخت و شكل ساختمانها و گذرگاهها تأثيرگذار بوده‌است به همين علت در خانه‌هاي مسكوني، ساختمان رو به جنوب يا رو به شرق در زمستان و ساختمان رو به شمال در تابستان مورد استفاده قرار مي‌گيرد.

با توجه به تجزيه وتحليل داده‌ها، از نظر طبيعي مشكلات زير در بافت مركزي سبزوار ملاحظه مي‌شود:

1ـ فضاي سبز تجهيز شده كه مايه آسايش ساكنين باشد در اين بافت مشاهده نمي‌شود و يا بسيار كم است.

2ـ خطر وقوع زلزله، يك خطر هميشگي است و اين خطر در شهر سبزوار به علت موقعيت خط زلزله شمال خراسان كماكان وجود  دارد.

3ـ در ساخت و سازهاي مجموعه بافت مركزي، بطور طبيعي به شرايط محيط مانند باد، رطوبت، درجه حرارت وفشار هوا توجه شده‌است. لذا بافت سنتي اين شهر به صورت درون‌گرا و با ساختمان‌هايي بسته و فشرده ايجاد شده‌است كه براي مواجهه با شرايط محيطي مناسب مي‌باشد. اما در ساخت وسازهاي جديد به شرايط محيط توجهي نمي‌شود بنابراين اين امر نه تنها باعث اتلاف بيشتر انرژي درساختمانها مي‌شود بلكه هزينه ايجاد فضاي مطبوع در ساختمان‌ها را بالا مي‌برد.

4ـ با توجه به شرايط محيطي و استفاده ازحيوانات براي حمل كالا در گذشته، عرض بسياري از معابر بافت مركزي تنگ و باريك بوده و در نتيجه عبور و مرور امروزه به سختي امكان مي‌پذيرد.

5ـ بافت سنگين خاكها(ليمون، رس با پوشش ماسه بادي) موجبات كاهش نفوذ‌پذيري زمين و بالا بودن نسبي سفره‌هاي آب زيرزميني را فراهم است كه علاوه بر اختلال در كار چاهك‌‌هاي جذبي فاضلابها، موجب واردشدن خساراتي به طبقات زيرزمين و همكف ساختمانها و كاهش عمر مفيد آنها در ساختمانهاي مركز شهر(بافت مركزي) و جنوب شهر مي‌شود(مهندسين مشاور پژوهش و عمران، طرح مكانيابي توسعه سبزوار، ص:185)

جمعيت عامل مهمي در تحولات شهري محسوب مي‌شود. چرا كه هدف تمام برنامه‌هاي مربوط به محيط‌هاي انساني، فراهم‌آوردن شرايط زيست آسانتر براي جمعيت و رفع مشكلات و موانع موجود است. بررسي وضعيت اقتصادي و اجتماعي جمعيت، اساسي‌ترين عامل در توسعه به شمار مي‌‌آيد و موفقيت برنامه‌ريزي‌ها بدون در نظرگرفتن ظرفيت‌ها و استعداد جمعيتي دور از انتظار مي‌باشد. در برنامه‌ريزي‌هاي شهري، جمعيت به عنوان يكي از عوامل مهم توسعه كالبدي محسوب مي‌شود و افزايش آن سبب افزايش نيازهاي خاصي مي‌شود كه افزايش سطح مسكوني، نيازهاي روبنايي و  زيربنايي خاصي را با توجه به  طبقه جمعيت شهر در سطوح گوناگون و در مقياس‌هاي متفاوت به دنبال دارد(زنجاني، 1376، ص:132) بطور كلي امروزه بدون شناخت دقيق ويژگي‌هاي جمعيتي هر گونه آينده‌نگري براي آن محدود و به دنبال آن هر گونه برنامه‌ريزي جهت توسعه با ناكامي همراه خواهدبود


[1]. www.weather.ir

خاك‌شناسي سبزوار

از اين لحاظ دشت سبزوار شامل سه ناحيه بزرگ و طبيعي است كه عبارتند از ناحيه شامگان، ساحل چپ كال شور و ساحل راست كال شور.

ـ ناحيه شامگان

اين ناحيه از يك دامنه وسيع آبرفتي تشكيل شده است كه نصف بالادست آن پوشيده از تپه‌هاي ماسه‌اي است كه بعضي از آنها تثبيت شده است. قسمت پايين دست داراي بافت سنگين (ليمون رسي قرمز رنگ) بوده و شوري زمين اشكال عمده آن است.

ـ قريب 2000 هكتار از خاك‌ها داراي شوري كم بوده و محصولات عمده آن غلات و پنبه است.

ـ 22000 هكتار از خاكها قابل آبياري است، منتهي بعلت سنگيني بافت خاك نمي‌توان شوري آن را از بين برد.

ـ3500 هكتار داراي پوشش ماسه بادي است كه روي ليمون‌هاي رسي شور قرار گرفته است.

ـ ساحل چپ كال شور

ساحل چپ كال شور به دامنه‌اي كه مربوط به امتداد شرقي ناحيه شامگان است تعلق دارد. خاكهاي قابل آبياري در اين ناحيه به شرح زير است:

ـ 3700 هكتار(باضافه اراضي شور مجاور علي‌آباد) داراي بافت متغير است.

ـ 4000 هكتار كه بدليل شور بودن فقط با آبهاي كافي و خوب قابل آبياري خواهد بود.

ـ 7500 هكتار خاك‌هاي دامنه‌ها كه بوسيله پخش ليمون‌هاي محموله طغيانها اصلاح‌پذير است در اين بخش شدت پديده‌هاي فرسايش باد و برنامه‌هاي توسعه را در منطقه محدود مي كند. قسمتي از خاك‌ها با استفاده از پخش سيلاب‌ها كشت مي‌شود.

ـ ساحل راست كال شور

ساحل راست كال شور آبها و ليمون‌هاي شني حاصله از سنگ‌هاي قليائي كوه جغتاي را دريافت مي كند. از خاكهاي مستعد قابل آبياري انواع زير را مي‌توان برشمرد(مهندسين مشاور فرافزا،1358،ص:32)

ـ خاك ليمون شني عميق در اطراف شهر سبزوار قرار گرفته است و در آن هر نوع كشتي كه براي شهر لازم است به عمل مي‌آيد.

ـ خاك‌هاي ليمون رسي كمي شور كه در بعضي نقاط داراي مقداري سنگ ريزه است(داورزن و مهر). محصولاتي كه در اين خاك‌ها به عمل مي‌آيد عبارتند از غلات و پنبه.

ـ خاك‌هاي دامنه كه مستعد بهبود بوسيله پخش سيلابها است كه 3000 هكتار آن در مشرق سبزوار قرار گرفته كه در معرض فرسايش باد است.

ـ در حاشيه كوير نوع خاك ليمون رسي شور است كه براي بهره‌برداري از آن بايد آب شيرين به مقدار زيادي وجود داشته باشد.

ـ خاك‌هايي كه به صورت تراست[1] آبياري مي‌شوند.

ـ خاك‌هاي ليمون شني فرسايش يافته در زمين‌هاي پست كه استفاده از آنها عملي نيست.

ـ دامنه‌هاي سنگ ريزه‌دار كه كمتر قابل آبياري است كه به صورت مزارع تخريب شده مي‌باشند.

ـ خاك‌هايي كه بافت آنها از سنگهاي آواري[2] نسبتاَ درشت تشكيل شده است و در مشرق سبزوار واقع‌اند.


[1] . Trast

[2] . Caluvium

منابع آب سبزوار

اين واحد عبارتست از چند حوضه بزرگ آبريز در ساحل جنوبي كال شور و همچنين تعدادي جريان‌هاي كوچك و كم و بيش موازي در ساحل شمال آن كه از دامنة جنوبي كوه جغتاي سرازير مي‌شود.

بطور كلي موجودي اين واحد آب‌شناسي عبارتست از جريان‌هاي سطحي و آبهاي زيرزميني كه بررسي جامعي از آن تاكنون صورت نگرفته است. استفاده كنوني و توسعه امكانات آب و كشاورزي در بخش سبزوار به شرح زير است:

ـ شمال كال شور در مشرق باغان

در نزديكي دهات در اثر آباداني اراضي بوسيله سدهاي خاكي كوچك ذخيره آب، كشت غلات معمول است و كوهپايه‌ها داراي مراتع چندان مطلوبي نيستند. آب آبياري به وسيله 30 قنات و 30حلقه چاه تأمين مي‌شود.

ـ شمال كال شور در مغرب استير[1]

در اين بخش كوهپايه‌ها داراي شيب دو درصد شمالي ـ جنوبي هستند كه كشتكاري نشده‌اند و به شكل چراگاههاي درجه دو و سه ديده مي‌شوند. استفاده خارج از حد از سفره آب در جنوب به علت مجاورت با منطقه شور خطرناك است زيرا سبب بالا آمدن نمك و افزايش شوري آب خواهد شد.

ـ شمال كال شور بين باغان و استير

يك سفره آبزا بين كوه جغتاي و يك رشته تپه‌ها اجازه استفاده از آب حوضه آبريز وسيعي را داده است. اين اقدام بوسيله چند قنات صورت مي‌گيرد كه پس از عبور از تپه‌ها در پايين دست، آب بويژه شيريني را براي كشاورزي تامين مي‌كند دهانه‌هاي قنوات در شمال جاده اصلي است. در جنوب، حفر چاهها سبب تكميل استفاده از آبهاي زيرزميني مي‌شود.

ـ جنوب كال شور

در ناحيه بين كال شور و تپه‌هاي جنوبي وزش باد سبب پديد آمدن تپه‌هاي ماسه‌اي شده است و فعاليت مهمي از جانب اداره كل منابع طبيعي به منظور تثبيت اين تپه‌ها در جريان است. منابع آبهاي سطحي و زيرزميني شور و خيلي كم است در كوهپايه‌ها و در بالادست دهات برزو، فسنگار و فارس آباد تعداد قنوات زياد و استثنايي است. در اطراف جاده سبزوار، كاشمر و در مغرب در نزديك قلعه نورد، چند حلقه چاه عميق ايجاد شده است. شرايط بهره‌برداري در مغرب بهتر از مشرق است


[1] .Stir

زمين شناسي و خصوصيات تكتونيكي منطقه سبزوار

در اين منطقه دو واحد بزرگ زمين‌شناسي وجود دارد كه عبارتند از واحد مركز و جنوب منطقه كه از طريق دشت كوير به ايران مركزي منتهي مي‌شود و واحدشمال كه قسمتي از البرز محسوب مي‌گردد.

واحد اول( كوه جغتاي و كوه سرخ) تحت حركات شديد و مكرر قرار گرفته كه بعضي از اين حركات همراه با تظاهرات آتشفشاني بوده است. اين منطقه اساساَ با توسعه زياد سنگ‌هايي به نام مخلوط رنگين و افيوليت‌هايي از قبيل الترابازيت، بازيت ولكانيت، راديولاريت و ديگر تركيبات رسوبي مشخص مي‌شود واحد دوم كوه (آلاداغ) كه در شمال واحد اولي و در امتداد رشته كوه البرز قرار گرفته است يك واحد زمين‌شناسي ساختماني به نظر مي‌رسد كه كمتر از رشته كوه البرز و ايران مركزي تحت تاثير حركات كوهستاني متوالي قرار گرفته است. مرحلة چين‌خوردگيها كه در رشته كوه البرز و ايران مركزي در اواخر دوره ژوراسيك و اوايل دوره كرتاسه سرعت گرفته‌است در اين واحد ديده‌نمي‌شود. قديمي‌ترين تشكيلات منطقه كه در اين واحد ديده‌مي‌شود، عبارتند از آهك دولوميتي[1] مربوط به دورة كربونيفر از دوران اول زمين‌شناسي كه در محور طاقديس شرقي و شمال منطقه قرار گرفته است. فرورفتگي‌هاي جديد در منطقه به وسيله رسوبات دوران چهارم[2] پر شده است كه ضخامت آن‌ها به 200متر هم مي‌رسد. از لحاظ آب و زمين‌شناسي تشكيلات نامبرده اخير سفره آبزاي عمده منطقه را تشكيل مي دهد. آبرفتهاي قديمي، تراست‌ها و مخروط‌افكنه‌ها در كوهپايه‌ها و در دهانه دره ها قرار گرفته است( مهندسين مشاور فرافزا،1373،ص43)

شهر سبزوار كه در موقعيت طول 57 درجه و 40دقيقه و 30 ثانيه شرقي و عرض 36درجه و 12دقيقه و 45 ثانيه قرار دارد در فاصله حدود 664 كيلومتري زميني و 578 كيلومتري هوايي با تهران قرار گرفته و از جهت تقسيمات كشوري تابع استان خراسان است[3]. دو رشته كوه جغتاي در شمال و كوه‌ميش يا ششتمد در جنوب‏، ارتفاعات اصلي منطقة خراسان را تشكيل مي‌دهند. بلندترين قلة اين شهرستان با ارتفاع حدود2857 متر به نام قلة نظرگاه بر فراز بلندي‌هاي شمالي قرار گرفته كه عمدتاَ ساختار آتشفشاني و آذرين دارد و به صورت توده‌هاي آذرين در فرايند كوهزايي اواخر دوران دوم و اوايل دوران سوم زمين‌شناسي از محل شكاف‌ها و گسل‌ها بيرون زده است. سنگهاي اولترابازيك[4]، كالردملانژ[5]( آميزة رنگين) آهك‌هاي مارني خاكستري رنگ، كنگلومرا و ندرتاَ برخي رسوبات دوران سوم زمين‌شناسي مانند كنگلومراي پالئوژن[6] و توف (خاكستر آتشفشاني) و آندزيت، ساختار عمدة اين ارتفاع را تشكيل مي دهند. ارتفاعات جنوبي منطقه سبزوار كه از وسعت بيشتري نسبت به كوههاي جغتاي برخوردار است و تا گسل درونه در شمال دشت كاشمر ادامه يافته است و با رشته كوههاي سرخ همراه مي‌گردد، متشكل از سنگ‌هاي كالردملانژ، اولترابازيك، توده‌هاي آذرين ائوسن، گراولهاي[7] مورب پليوستوسن[8]، ماسه سنگ‌هاي قرمز رنگ پالئوژن و در مقياس محدودتري، سنگ آهك‌هاي كرتاسه[9] مي‌باشد و به نظر مي‌رسد در درارتفاعات تشكيلات رسوبي بيشتري نسبت به بلندي‌هاي شمالي منطقه سبزوار گسترش يافته‌اند.

در نقشه‌هاي لرزه تكتونيك، مركز زمين‌لرزه باستاني سبزوار، بسيار نزديك به نوار تپه ماهورهاي شمال شهر مي‌باشد ولي چندان پرخطر عنوان نشده است در عكس‌هاي هوايي نيز نشاني از گسل‌هاي جوان نيست و فقط همين تپه ماهورها و گسل‌هاي احتمالي ضعيف داراي توان لرزه‌اي مي‌باشند( مهندسين مشاور بافت شهر، 1368،ص:4) . بنابراين ساكنين گذشته در بافت‌هاي قديم شهر براي مقابله با احتمال زلزله، ضخامت ديوارها را بيشتر مي‌نمودند و از شناژهاي عمودي و افقي با مصالح چوبي استفاده مي‌كردند تا ساختمان بتواند تا حدودي در برابر زلزله مقاوم باشد، نمونه اين امر در بعضي نقاط شهر هنوز ديده مي‌شود. با توجه به وجود زلزله‌هاي تاريخي و زلزله‌هاي قرن جاري(ثبت شده) و همچنين وجود گسل‌هاي موجود در گسترة سبزوار احتمال رويداد زمين‌لرزه‌اي ويرانگر با بزرگي نزديك يا بالاتر از 7 ريشتر ضعيف است و منطقة سبزوار به لحاظ زلزله خيزي نسبت به ساير نقاط منطقة خراسان، منطقه پاياتري است و اين منطقه از نظر ساخت سازه‌هاي كوچك و بزرگ نظير پالايشگاه، سد و ديگر موارد با در نظرگرفتن پايداري آن‌ها در برابر رويداد زمين لرزه از قابليت مطلوبي برخوردار است.



[1] . Mgca(co3)2

[2] . Quaternary Era

[3] . نقشة زمين‌شماسي شمال شرق ايران، انتشارات شركت ملي نفت، مقياس 250000 : 1 ، سال 1350.

[4] . Ultrabasic

[5] . Coloured Melange

[6] . Paleogene

[7] . Gravel

[8] . Pleistocene

[9] . Cretaceous

اقلیم سبزوار

در ميان عوامل موثر در اقليم منطقه، موقع جغرافيايي و ارتفاع بيش از عوامل ديگر اهميت يافته است و بديهي است برخورداري از جريانات هواهاي مؤثر در اقليم بيشتر مربوط به همان دو عامل ذكر شده است. شهر سبزوار در عرض جغرافيايي 36 درجه و 15 دقيقه شمالي، طول جغرافيايي 57 درجه و 40 دقيقه شرقي قرار گرفته است و 940 متر از سطح دريا ارتفاع دارد. ميزان متوسط باران ساليانه 163 ميلي‌متر و گرماي متوسط سالانه 15 الي 17 درجه سانتي‌گراد است. فصل باران همان فصل سرد(پائيز و زمستان الي اوايل بهار) است و حجم نزولات آسماني بين 160 تا 165 ميليمتر است(بيهقي،1370،ص:13)

از مهمترين عواملي كه در وضع آب و هوا دخالت دارند مي‌توان جريانات هوا و بادها را نام برد. در اواسط پاييز و در طول زمستان ايران تحت تاثير جريانات سرد سيبري و جريان‌هاي مرطوب اقيانوس اطلس قرار مي‌گيرد كه بعضي از آنها تقريباَ تمام كشور را فرا مي گيرد. جريانهاي سرد از سمت شرق و افغانستان وارد خاك خراسان مي‌شود كه در مشهد معروف به باد هرات و باد فرح يا باد غيس است و بسيار سرد مي‌باشد و تا تهران و حدود غرب و مركز ايران مي‌رسد. در خراسان معروف است كه اين باد موجب ريزش برف مي‌‌شود در واقع بادي كه از سيبري برخاسته است نمي‌تواند موجب نزول برف شود بلكه تماس اين جبهه سرد با ابرهاي مرطوبي كه از غرب مي‌آيند موجب اين پيش آمد مي‌شود. از مشرق، جبهة هواي شمالي شاخه آسيائي توران به طرف خراسان مي‌وزد كه نسبتاَ خنك است( بين 5 تا 15درجه) و رطوبت آن كم است( نزديك 80درصد در صبح و 40 درصد در نيمروز) رسيدن اين جريان به خراسان درجه حرارت را اندكي پايين آورده و موجب بارندگي مي‌شود. در زمستان جريانهاي غربي اقيانوس اطلس (مديترانه، درياي سياه، اسكانديناوي) بسوي ايران اهميت زيادتري دارند. اين جريان‌ها منشأ تمام بارندگي‌هاي زمستاني مي‌باشند. اين جريان‌هاي مرطوب در برخورد با جريان‌هاي سرد آسياي مركزي و سيبري و شمال غربي در ايران موجب ريزش باران و برف گرديده و طبعاَ در آب و هواي كشاورزي منطقه نقش بسزايي دارند. قسمت عمده بارندگي خراسان شمالي نتيجه وزش اين جبهه‌ها است.

از طرف ديگر در تابستان از جنوب ايران توده هواي گرم و خشك با دماي 20تا 25 درجه همراه با خاك به داخل فلات ايران و خراسان مي‌وزد جريان اين باد از جنوب به شمال همواره سبب بالا رفتن درجه حرارت و گرما مي‌شود. بطور كلي از جريان‌هاي هواي مهمي كه بسوي سبزوار جريان پيدا مي‌كنند مي توان باد شرقي را نامبرد كه در تابستان اغلب موجب بروز طوفانهاي گرد و خاك و حركت ريگ روان مي‌شود. ريگ‌هايي كه در نتيجه وزش اين باد به حركت در مي‌آيند مساحت‌هاي زيادي را پوشانيده، نهرها را پر مي‌كنند و بويژه اراضي كشاورزي را از حيز انتفاع مي‌اندازند. به طور كلي زمستان‌هاي اين شهرستان، سرد و خشك و تابستان‌هاي آن بر حسب موقعيت، گرم و خشك يا معتدل است. موقع نسبي شهرستان نسبت به دشت كوير خود در ايجاد چنين تحولات اقليمي نقش مهمي دارد

توپوگرافی  سبزوار

تقسيم بندي منطقه به بخش‌هاي طبيعي

منطقه سبزوار بسيار گسترده است و در داخل آن دو برجستگي كوهستاني شرقي و غربي، كوه جغتاي و رشته كوههاي اسفراين منطقه را به سه بخش مشخص تقسيم مي‌كند كه اين سه بخش عبارتند از:

ـ دشت سبزوار در جنوب

رود كال شور كه از نيشابور مي‌آيد و به كوير مزينان منتهي مي‌شود از اين دشت عبور مي‌كند. ارتفاع اين منطقه زير 1000 متر بوده و از يك اقليم خشك و بياباني و منابع آب زيرزميني شور برخوردار است و به تدريج به دشت كوير منتهي مي‌شود.

ـ دشت جوين در مركز

دشتي است نسبتاَ باريك كه از دشت سبزوار بلندتر است آبهاي سطحي آن به طرف مغرب جاري است و رود جوين شاخه اصلي آن محسوب مي‌شود.

ـ دشت جاجرم اسفراين در شمال

اين دشت در كنار كوه آلاداغ گسترده شده است. ارتفاع متوسط دشت در اسفراين 1200 متر و در جاجرم به كمتر از 900 متر مي‌رسد. رودخانه‌هاي متعددي كه بعضي از آنها پراهميت است(رود بام و رود اسفراين) از ارتفاعات كوه آلاداغ سرازير شده و به قره سو مي‌ريزد كه  در پايين دست دشت به رود جوين منتهي مي‌شو